|
اگه شعر و عکس می خوای یا علی
|
من حالا یه سربازم دیگه آپهای من باشه بعد ازتاریخ۱۸/۱۰/۸۸ در خدمتتون هستم.
ز چشمت اگر چه که دورم هنوز
پر از اوج و عشق و غرورم هنوز
اگر غصه باريد از ماه و سال
به ياد گذشته صبورم هنوز
شکستند اگر قاب ياد مرا
دل شيشه دارم بلورم هنوز
سفر چاره درد هايم نشد
پر از فکر راه عبورم هنوز
ستاره شدن کار سختی نبود
گذشتم ولی غرق نورم هنوز
پر از خاطرات قشنگ توام
پر از ياد و شوق و مرورم هنوز
اگر جنگ با زندگی ساده نيست
در اين عرصه مردی جسورم هنوز
اگر کوک ماهور با ما نساخت
پر از نغمه پاک شورم هنوز
قبول است عمر خوشی ها کم است
ولی با توام پس صبورم هنوز
تا گرم آغوشت شدم
چه زود فراموشت شدم
تقصیر تو نبود خودم
باری روی دوشت شدم
کاشکی دلت بهم می گفت
نقشه ی قلبم و داره
هر کی زد و خورد و شکست
یه روز یه جا کم میاره
موندن و سوختن و ساختن
همه یادگار عشق
انتقام از تو گرفتن کار من نیست! کار عشق...
کار عشق .

نتراود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زیاد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز
و به اندازه هر روز تو عاشق باشی 
عاشق آنكه تو را می خواهد 
و به لبخند تو از خویش رها می گردد
و تو را دوست بدارد
به همان اندازه كه دلت می خواهد 

روزگاری شوق دریا داشتم
اما...
امروز آه حسرت
یک قطره باران
در سبویم مانده است.
![]()
![]()
![]()
![]()
اگر روزی دانسته و یا ندانسته
و یا از روی خود خواهی
فقط خود را پسندیدم
گناهم را ببخش.
![]()
![]()
![]()
![]()



شمع و پروانه:
شمع را سوختن و آب شدن شیوه ی اوست لیک پروانه در این راه فداکاری کرد![]()
**************************************************************
شمع خود سوخت ولی شهرت حاصل ننمود جان فدا کردن پروانه عجب شیرین است![]()

امید وصال:
خبر رسید زیارم که چون ستاره دمیدم چنین نگار من امشب نوید داد و امیدم![]()
![]()
شوق وصال:
مژده ی وصل تو اندر گل مهتاب شکفت غنچه ی شوق من اندر دل مهتاب دمید
صحرای محبت:
به صحرای محبت هر که می بینم جنون دارد خدا را مرحمت فرموده ما را نیز مجنون کن![]()

رخسار ماه:
مه امشب که مه چادارده اش می خوانند پیش رخسار تو یک نقطه موهوم بود![]()

شب:
شبــی تاریــک چــون گــیسوی دلبــر طبیعـت رخــت مــاتم کـــرده در بــر![]()

بهاران:
بـهارانست و عـهد کامرانـی است طبیعت را نشاط و شـادمانی است![]()
نامه:
نامه ات بوی گل آورد و بسی شادم کرد عطر یاد تو به دل جلوه کنان می گذرد ![]()

وقتی کسی رو دوس داری
وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی
حــاضری دنـــیا رو بــدی،فـقط یــه بــار نــیگاش کنی
بــه خــاطرش داد بـــزنی، بـــه خـــاطرش دروغ بگـی
رو هــمه چــی خــط بکشــی ، حــتّی رو بـرگِ زنـدگی
وقــتی کســی تــو قــلبته ، حــاضری دنـــیا بـد بــاشه
فــقط اونــی کــه عشــقته ، عــاشقی رو بــلد بــــاشه
قـــید تـــــموم دنــــیا رو بــــه خـــاطرِ اون مــــیزنی
خــیلی چــیزارو مــی شکنی ، تــا دلِ اونــو نشکــنی
حــاضری کــه بگــذری از دوســتای امــروز و قــدیم
امّـا صـداشو بشــنوی ، شب ، از میــون دو تــا ســیم
حـــاضری قـــلبِ تـــو بـــاشه ، پـــیش اون گــرو
فـقط خــدا نکــرده اون یــه وقــت بــهت نَگـه بـــرو
حــاضری کــه بگــذری از مــقررات و دین و درس
وقتی کسی رو دوس داری ، معنی نمیده دیگه ترس
وقــتی کسـی رو دوس داری صـاحب کـلّی ثـروتی
نـذار کــه از دسـت بــره ، ایـن گنجِ خـیلی قــیمتی

تک بیتی های مریم
«
هیچکس مارا نمی آرد به خاطر ای عجبیاد عالم مکنیم امافراموشیم ما»
**********************
«چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند
و تــــماشای تـو زیـــباست اگر...»
**********************
«عقل می گفت که دل منزل ومأوای من ست
عشق می گفت که یا جای تو یاجای من ست»
**********************
«نرنجم که با دیگری خو کنی
تو با من چه کردی که با او کنی»
**********************
«از برای تجربه چندی مرا دیوانه کن
گر به از مجنون نباشم باز عاقل کن مرا»
**********************
«می خوام شکایت بکنم از تو به چشمای خودم
که از روی دیوونگی،بیخودی عاشقت شدم»
**********************
**********************
فقط منو دوست داشته باش
تــمام دنـــیا ســـر جـــــــاش
فقط منو دوست داشته باش
بـــذار شـــبا روز بشــــه و روزا دوبــــاره شـب بشــــــه
بـــذار هـوا ابــری بشــــه شــــاید زمــــین ادب بشــــه
بـــذار کـســـی کــه قـلبشـــو بســـتـه بـــه روی عـــاشقی
از دستِ مــا کـه عـاشقیم یه جوری جون به لب بشه
تــمام دنـــیا ســـر جـــــــاش
فقط منو دوست داشته باش
چی کار داریم که آسمون آفـــــــتابیه یـــــا بــــــارونی
دخــــــترِ شــــــــاه پـــــــریون تــو خــونشه یـا مـــهمونی
فــــقط بــه مــن نگــا کــن و عشقو توی چشمام بخون
می ترسم ازاون روزی که بهـــم بگـــی نـــــمی تونی
تــمام دنـــیا ســـر جـــــــاش
فقط منو دوست داشته باش
بــــذار زمــــین بگــــرده و ســــــتاره ها نــور بـــپاشن
تـــمام عـــاشقا بـــــا هــــم ســـرِ یـــه ســـــاعتی پــاشن
دنــــیا بـــــیفته دســـــتشون عــاشقا تـــصمیم بگــیرن
وقــتی هــــوا بــارونی شــــد هــمیشه دورِ هــم بـاشن
تــمام دنـــیا ســـر جـــــــاش
فقط منو دوست داشته باش
چی کار داری که یـار کی رفـــته و یـــار کـــی شــده
دوستِ فـــــلانی رفـــته و بـــا دشــمنش یکــی شــده
ما به کسی چی کارداریم بــیا بشـــــین پیش خودم
ایــن روزا بــیشتر کــارا ســرد و یــواشکـی شــــده
تــمام دنـــیا ســـر جـــــــاش
فقط منو دوست داشته باش
شعر از مریم
![]()
به خان و خانه افلاکیان چو بنشستم
به اشک توبه دل از خاک و خاکیان شستم
دگر چوچشم تو یک گوشه ازجهانم بس
که چشم در تو بگشودم از جهان بستم
چه قفل بند و طلسمات آهنینم بود
که در شکستم و زنجیرها که بگسستم
حریف میکده بودم که با در و دیوار
برفتم آنها سر شاخ و جام شکستم
نرسته بود هنوز از بهارم آن گل سرخ
که از سموم زمستان کفر و دین رستم
به پرتگاه فنا چاره جز جهیدن نیست
همین که بال بقا جستم از فنا جستم
همیشه هستی من وهم بود و پنداری
کنون که با تو نشستم حسابم و هستم
گسست خوشه پروین و برسر من ریخت
من آن گسسته به نظمی شکسته پیوستم
به پای تو بوس تو دامن رسد دریغا من
به دامنی که تو داری نمی رسد
دستم از آن حریف خمارم به غیبت ای ساقی
که با حضور دل از جام غیب هم مستم
حریف تو به نهنگی است شهریار،بهوش!
نه ماهی ای که پریدن نداند از شستم
(تحول) شاعر اسـتاد شـهـریار

